تبليغاتX
عشق امدنيست نه آموختني
   
 

باز فاصله

و این بار فاصله از خود

هر چند به پروازم وا می دارد

اما نمی خواهمش

فاصله از خود یعنی ...

...

...

...

فریادم در سکوت گم می شود

بی هیاهو پروانگی ام را می پذیرم

و به گذشته پرواز می کنم

من کجایم

و به کجا باید روم

بدنم از سرما یخ می زند

آتش طلب می کنم

اما ...

باز و باز سرما

دلم شور خودم را می زند

باید اندیشه کنم به روزهايی که خواهند آمد

باید اندیشه کنم

و ...

خواهم پرسید

خواهم پرسید

خواهم پرسید

"باید رفت یا باید ماند؟؟؟"

 

2 نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 14:8  توسط پروانه عاشق  | 

   

 

عشق برای عاشق و معشوق

اسارتی است خواستنی

که هیچ لذتی را توان برابری با آن نیست.

 

 

2 نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 13:38  توسط پروانه عاشق  |